بسم الله
برای فهم این نوشته اگر علاقه به جامعه شناسی دارید حتما مطلب(مجتبی کاوه) را بخوانید.
************************************
به نظر من این پیش فرضها همان امکان های عالم مدرن است. که دکتر داوری در فلسفه صحبت از آن می کنند. ما در همه ی علوم یک امکان هایی داریم که در قالب این امکان ها تفکر می کنیم. در جامعه شناسی هم جامعه شناس در قالب امکان هایی که این علم برایش بوجود آورده فکر می کند.
یک جامعه شناس یا باید( عینی باشد یا ذهنی) و یا باید (خرد باشد یا کلان ). با پذیرش
هرکدام از این امکانها نظریه ای متفاوت در جامعه شناسی پدید می آید. زمانی که پازل نظریات جامعه شناسی (عینی خرد)(عینی کلان)(ذهنی خرد)(ذهنی کلان ) تکمیل شد امکان های جامعه شناسی هم از قوه به فعل می رسد.
تمام جامعه شناسان و مکاتب کلاسیک من جمله (کارکردگرایان، مارکسیست ها، جامعه شناسان رفتاری، جامعه شناسان وجودی، تفهمی، روش شناسی مردم نگارانه و...) در چارچوب نمودار فوق قرار می گیرند.که هرکدام از این ها امکانی از امکانهای جامعه شناسی هستند.
و اگر همه ی امکان های جامعه شناسی از قوه به فعل برسد آن روز صحبت از مرگ جامعه شناسی خواهد بود. اتفاقی که امروز بسیار می شنویم.
*******************
پشت صحنه
*این نمودار به این قشنگی که دیدید فکر نکنید الکی و ساده اون بالا رفته عباس مقامی دمارش در آومده گذاشتش اون بالا.
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
بسم الله
* با بسیاری از دوستان که درباره وضعیت کنونی جامعه صحبت می کنم، نشریات و مجلات را که می خوانم همه در آستین ایده ها و راه حل ها، و کلی توصیه دارند که به زعم خودشان راه حل تحول در عرصه مثلا فرهنگ است.
یکی می گوید ما و نسل ما دیگر حرفهای امام و رهبری را عمل نمی کنیم و توصیه می کنند که باید حرفهای آقا و امام را گوش کنیم.
دیگری می گوید: مشکل ما در زمینه فرهنگ این است که باید فلان کار را بکنیم.
همه جا پر از کار و دستورالعمل است و متولی اجرای اوامر معلوم نیست کدام نهاد دولتی و ... است. این نهاد ها اگر کار زمین مانده انقلاب را انجام می دادند که وضع ما این نبود. به نظرم متولی انجام اوامرمان هیچ کسی نیست جز خودمان. به خودم که نگاه می کنم می فهمم که بسیاری اوقات کار انقلاب را دیده ام که زمین مانده وانجام نداده ام. اما در مقام گفتار همه را غرق در آرمان هایم می کنم.
* در اطراف خودم که می نگرم دوستانی دارم که بیش از 50 کتاب در یک زمینه خوانده اند. زمانی که ازآنها می پرسم شما اکنون که با 2 سال قبلتان که این ها را نخوانده بودی تفاوت داری چه کاری برای انقلاب می توانی انجام دهی که قبلا نمی توانستی؟ شما چه تفاوتی با گذشته تان کردید؟ فقط اینکه کتاب های بیشتری از خیلی ها خوانده اید؟
اگر ازشان بخواهیم که تفاوت جامعه شناسی اسلامی(تسامحا) را با جامعه شناسی غربی بیان کند 2ساعت یک نفس برایمان حرف می زند اما از این حرفهای تکراری که دیگران تولید کرده اند و شما مصرف کرده ای چه برای انقلاب در می آید؟
کار فکری و انتزاعی را نمی خواهم نفی کنم اما می خواهم بگویم که کار انتزاعی که ختم به تولید حرف جدید نشود یا در افقش به حرف جدید نرسد. خیلی به درد نمی خورد. از طوطی فکری راهی برای انقلاب پیموده نمی شود، چون قطار انقلاب از هر نقطه یکبار می گذرد...
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
همه ی این قیل و قال ها مخصوص زمانی است که یک عده بچه حزب اللهی تصمیم گرفتند حصر خبری بحرین را با حضور در ورزشگاه بشکنند. نحوه ای که غیر از نوع تحصن در مقابل سفارتخانه ها و ... باشد.این حضور باعث شد که به اینان برچسب ضد قانونی بزنندو بهشان بگویند ورزشگاه که میدان رفتار سیاسی نیست. این مطلب اگر چه آدم را ناراحت می کند اما بیانگر این است که بچه حزب اللهی ها هر جا رابرای رساندن حرف حقشان مناسب بدانند می زنند. این رفتار بچه حزب اللهی ها نشان داد که اگر وظیفه دینی شان ایجاب کند دین را و وظیفه دینی را وارد هر ظرفی می کنند حتی اگر برخلاف قانون باشد. با این رفتار بچه های انقلاب، دیواره های سکولاریسم را در ورزشگاه شکستند علاوه بر این نشان داد که اگر قرار باشد قانون بر مدار حقیقت بگردد از آن جلو ترند. چرا که زمانی که در بازی پرسپولیس الاتحاد عرف شکنی کردند و شعارهایی در حمایت مردم بحرین سر دادندمورد پذیرایی ماموران نیروی انتظامی قرار گرفتند. وبعد از بازی زمانی که کمیسیون امنیت ملی با سردار احمدی مقدم به گفتگو نشست سردار احمدی مقدم از در گیری پیش آمده عذر خواهی کردندو در بازی استقلال النصرزمانی که بچه حزب اللهی ها همان شعار حمایتی را سر می دادند نیروی انتظامی فقط اینان را محاصره کردتا شاید توسط تماشاگران با غیرت استقلالی مورد پذیرایی قرار نگیرند تماشاگرانی که مدارشان بر مدار قوانین سکولاریستی ورزشگاه می گردید. کسانی که نمی خواستند ظرف پاک ورزشگاه را با محتوای ناپاک شعار سیاسی آلوده کنند.بگذریم... دربازی اول بچه ها را با توجیه قانون زدند اما بعد به این نتیجه رسیدندکه این کار قانونی باید تغییرکند و این تغییر یعنی گردش قانون بر مدار عمل حقیقت طلبانه بچه حزب اللهی ها.
نکته دیگر اینکه این یک مثال یا مثلا کار غیر قانونی بچه حزب اللهی ها درتسخیر لانه جاسوسی نشان داد که قانون از آنجا که زاده تمدن غربی است در تمدن آینده اسلامی مهمان امروز و فردای ماست چرا که در اسلام امری بر مدار توافق(که قانون از آن بوجود می آید) نمی چرخد بلکه بر مدار حق می گردد. مگر نه این است که قانون را عده ای به شور نشسته و تصویب می کنند؟ از کجا معلوم که از میان این شور حرف حق بیرون بیاید؟ و بر مبنای این مصوب بیرون آمده و غیر قابل انعطاف همه چیز باید اداره شود. در نتیجه ما که در پی عمل بر مدار حقیقت هستیم نمی توانیم به قانون اکتفا کنیم و جای آن را باید فقه پرکند. فقه برخواسته از متن دین است و با حقیقت پیوند نا گسستنی دارد.

+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
هو العادل
موضوع مهمی که ما باید به آن اهمیت زیادی بدهیم پیدا کردن نگاه جهانی است . ما برای رسیدن به آرمانهایمان باید جهانی بیاندیشیم. هیچ گاه به آرمان عدالت نمی رسیم مگر اینکه استکبار جهانی نابود شودچرا که اساس استکبار زیاده خواهی است. وبسیاری ازمشکلات درون کشورها به علت زیاده خواهی و فشارهای اینان است. پس حرف غلطی است که ابتدا ایران را بسازیم سپس جهانرا. اهمیت دیگر یافتن نگاه جهانی این است که در جهان کشورهای بسیاری وچهره های بزرگی بر علیه استکبار جنگیده اند و هزینه داده اند. اینان یاوران ما در جبهه ی مستضعفین اند . کشور کوبا 50 سال است که به سبب استکبار ستیزی با آمریکا تحت فشار است و مقاومت می کند. وبا فقروهزینه های این آمریکا ستیزی دست و پنجه نرم می کند. ونزوئلا کشوری است که در این نبرد ایران را برای رسیدن به انرژی هسته ای حمایت کرد . اما عربستان و مصر و اردن بر سر نابودی حزب الله با اسرائیل همکاری می کنند .
در جهان سوریه لبنان کره شمالی سودان بولیوی فلسطین در برابراستکبار ایستاده اند واخیرا هم ترکیه وبرزیل اقدام به مبارزه کرده اند. اما چه بسیار مسلمانانی که نگران منافع مستکبرین در عالمند.
واراده ی خداوند بر پیروزی مستضعفین بر مستکبرین است.
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
پارتو می گوید:نظام های اعتقادی به ندرت تعیین کننده ی کنش بشری بوده اندبلکه غالبا احساسات ریشه دار انسانی که در این اعتقادات متبلورند انسانها را به کنش وا داشته اند.1
اگر ما احساسات انسانی راکه سر چشمه های بنیادی کنش غیر منطقی اند(الف) بگیریم و نظریه های مربوط به کنش را(ب) وخود کنش را(ج) ، تشخیص می دهیم که (الف) مستقلا بیشتر از (ب) و(ج)بر این مجموعه عوامل تاثیر می گذارد.(این مطلب را حتما فهم کنید)
در ادامه کوزر می گوید : پارتو آمادگی آن را نداشت تا این احساسات بنیادین(الف) را تحلیل کندو این وظیفه را بر عهده روانشناسان شناسان گذاشته بود2
سوالی که برای من ایجاد شده این است که اگر(الف) یا همان احساسات انسانی هنوز برای پارتو اثبات نشده یا اینکه او نتوانسته آن را اثبات کند پس این نظریه بر چه چیز ی استوار است؟
در ثانی از آنجا که این این تحلیل از روش استقرایی بدست آمده پس همه ی واقعیت را نگاه نکرده ودر عالم واقع نشانه هایی در جهت خلاف این نظر وجود دارد.
پارتو برای نظریه اش این مثال را می آورد:که انسانها چون از خود کشی می ترسند آن را انجام نمی دهند(علت اصلی، احساسات انسانی وترس است ، نه اعتقادات) اما برای توجیه هراس می گویند خدایان آدمکش را به کیفر می رسانند.
اما در جوامع اسلامی، مسلمانان بنابر باورهای دینی و اعتقادی شان است که خمس می دهند ذکات می دهند جان خود را در راه دین از دست می دهند وشهید می شوند . در عالم اسلامی مسلمانان مفهومی به اسم ایثار دارند که کاملا از خود گذشتگی می طلبد وبه ضرر منافع شخصی است.
پس چرا مسلمانان آن را انجام می دهند؟
این کارها به لحاظ علمی چه نفعی برای انسان دارند؟
اگچه ممکن است به لحاظ علمی و منطقی توجیهی برای این اعمال نداشته باشند اما به لحاظ اعتقادی است که مسلمانان چون به خدا ایمان واعتقاد دارند هر آنچه را که او گفته انجام می دهند ودر اصطلاح بندگی می کنند. اگر شما از کسی بپرسید چرا روزه می گیرد او میگوید چون خدا گفته نه چیز دیگر.
۱و۲ زندگی و اندیشه بزرکان جامعه شناسی، لویس کوزر
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
از آنجایی که کار با دفتر نشر معارف رو در دانشگاه تجربه کردیم با مشورت دوستان اراکی تصمیم گرفتیم که فروش کتابها و محصولات جبهه فرهنگی انقلاب رو در اراک هم داشته باشیم.یکی از رفقامون با هیات امنای مسجدالنبی واقع در کوی مسکن صحبت کردو آنها راضی شدند یک مغازه کنار مسجد رو چند ماهی بدون گرفتن کرایه در اختیار ما قرار دهند.ما هم از خدا خواسته شروع به فعالیت کردیم و فکر کنم حدود20 نفر مستقیم و غیر مستقیم در حول مغازه می پلکن واین جور که پیداست در آینده بیشتر هم خواهدشد.
در آینده باز هم از خبرهای کتاب سرو(همون که الان ذکر خیرش بود) برایتان میگویم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
این دهان بستی دهانی باز شد تاخورنده ی لقمه های راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهر های اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین ازطعام امتحان کن چندروزی در صیام
چندشبها خواب را گشتی اسیر یک شبی بیدار شو دولت بگیر
بوی رمضان می آید و آنانکه طعم میهمانی الهی را چشیده اندقرار در دل ندارند
وچشم انتظارند.ماه میهمانی خدا می آید وچه صفایی دارد سفره های افطار.
دوستان ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
"به نظر دوركيم انسانها موجوداتي با آرزو هاي نامحدودند. آنان بر خلاف جانوران ديگر با برآورده شدن نيازهاي زيستي شان سيري نمي پذيرند. انسان هر چه بيشتر داشته باشد بيشتر هم مي خواهدو برآورده شدن هر نيازي به جاي كاستن از آرزو هاي انسان، نيازهاي تازه اي را برمي انگيزاند. از اين سيري نا پذيري نوع بشر چنين بر مي آيدكه آرزو هاي انسان را تنها مي توان با نظارت هاي خارجي ، يعني با
نظارت اجتماعي مهار كرد.
جامعه بر آرزو هاي بشري محدوديتهايي را تحميل مي كند و نيرو ي تنظيم كننده اي را مي سازد كه بايد همان نقشي را در برآورده كردن نيازهاي اخلاقي انسان بازي كند كه ارگانيسم در بر آورده ساختن نياز هاي جسمي ايفا ميكند.
در جوامعي كه افراد آن سكولاريزه شده اند يا به عبارتي جامعه، جامعه ي سكولار است؛ اين سخن دوركيم سخني هوشمندانه است . در اين جوامع بنا بر نظر دوركيم "نظارت هاي اجتماعي بر گرايش هاي فردي ، يك رشته محدوديتهايي مي نهد چندان كه هر فردي در محدوده ي خويش كم و بيش تشخيص مي دهد كه تا چه حد ي مي تواند به بلند پروازي اش ميدان دهد...بدين سان هدف و سرانجامي بر سودا هاي فرد نهاده مي شود." 2
اما در جوامع ما كه افراد حتي با چگونگي رفتار سكولارها-به جز معدودي - آشنا نيستند ديگر جامعه نقش كنترل كننده را ايفا نمي كند.
در ايران مكانيسم كنترل جامعه بر عهده دين است. مثلاَ اگرقرار است گوسفندي را جهت خوردن بكشند آن را ذبح مي كنند. رو به قبله مي ايستند، بسم الله ميگويند، به گوسفند آب مي دهند و سپس سر آن را از خرخره جدا مي كنندتا حلال شود. آن گونه كه دين اسلام گفته است. اگر گوسفندي اين گونه ذبح نشود آن حرام است پس خورده نمی شود.
بنابر اين با اين نظريه دوركيم نمي توان جامعه ي ايران را مورد تحليل قرار داد. چون مرجع رفتاري مردم دين است نه جامعه.
والسلام
عيد مبعث
1.2. زندگي و انديشه بزرگان جامعه شناسي، لويس كوزر،ص 191-192
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
چشمه ها در زمزمه
رودها در شستشو
موجها در همهمه
جویها در جستجو
***
باغ در حال قیام
کوه در حال رکوع
آفتاب و ماهتاب
در غروب و در طلوع
***
سنگ پیشانی به خاک
ابر سر بر آسمان
مثل گنبد خم شده
قامت رنگین کمان
***
ابر در حال سفر
آسمان غرق سکوت
بر سر گلدسته ها
بال مرغان در قنوت
***
شاخه ها گل می کنند
لحظه ی سبز دعا
دست ها پل می زنند
بین دل ها وخدا
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|
بسم الله
امروز در ادبیات سیاسی ما رایج است که برای بیان پیشرفتهای کشور نسبت به گذشته صرفاً ازمعیارهای اقتصادی استفاده می کنند؛ مثلاً می گویند اشتغال زایی دردوره ما یشتر از دوره قبل بوده، ما در ساخت سد پیشرفتهای قابل توجهی داشته ایم؛ نرخ سرانه ما نسبت به گذشته بیشتر شده و اقتصاد آن قدر مهم شده که همه چیز باید حول محورآن بچرخد.
امروز وضعیت فرهنگ ما چگونه است؟ وضعیت عدالت خواهی ما چه؟ چرا باید کسانی که به خاطر عدالت خواهی قیام کرده اند محکوم به حبس شوند؟ چرا استکبار ستیزی تبدیل به یک دعوای زرگری شده است؟ ظاهراً شعار نه غربی، نه شرقی فراموش شده و ما دلبسته غرب شده ایم؟ ما بدون توجه به ماهیت توسعه برنامه ی توسعه می بندیم و مصرف گرایی را جهت تقویت بنیه اقتصادی مان رواج می دهیم. شعار نه شرقی نه غربی خارج از بعد سیاسی در بعد علمی هم اهمیت دارد.
امروز جامعه ما غربی اداره می شود و معاش آمریکایی لاجرم مارا به سمت معاد آمریکایی سوق می دهد. یک زمانی هست شما می دانی توسعه با اسلام در تضاد است ولی چون راه چاره نداری اکل میته می کنی. اما زمانی هست که شما دلبسته آن می شوی. ومی پنداری که این علم همان علمی است که پیامبر(ص) طلب آن را واجب کرده ست. خیر این علم زمین تا آسمان با علمی که پیامبر(ص) سفارش کرده اند تفاوت دارد. ما باید خود را آزاد از این علم کنیم وبه استقلال برسیم.
شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی همه ابعاد انقلاب اسلامی را در بر دارد. اما بعد علمی انقلاب که در تضاد با علوم غربی است فراموش شده. ما باید بار دیگر به شعار های انقلاب نگاه دقیق تری بکنیم اگر چه می پنداریم که همه آنها را می دانیم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط حیرت
|